تبليغاتX
دختری از آسمان

(جمعه 1387/05/25 ساعت:3:43)

 

جمله ای زیبا از همیشه استا (پائولو کوئیلو)

 

خداوند دعای آنانی را می شنود که می خواهند نفرت از آنان گرفته شود اما به دعای آنان

 

که می خواهند از عشق بگریزند ناشنواست .

 

شاید یکی از زیباترین جملاتی که به عمرتون شنیدید یا خوندید این جمله باشه البته شاید

 

 که نه مطمئناً اینطورِ واسه همینم خواستم بعد مدتتها که می نویسم اینجوری شروع کنم .

 

پس مثل همیشه سلام سلام سلام

امیدوارم حالِ همتون خوب باشه حالِ هر کسی هم که میشناسین و نمیشناسین هم همینطور

.

واقعاً ببخشید من جدیداً انقدر شلوغم که وقت ندارم فکر کنم چه برسه که بنویسم

 

 .ولی هنوزم همه رو دوست داره .

پیام امروز اینه :

 

لطفاً لامپهای اضافه رو خاموش کنید .

 

باور کنید اگر یکبار تو کل زندگیم جدی باشم همین الانِ ، اینو بابا برقی گفتن آخه جدیداً ما به

 

بابایی خودمون می گیم بابا برقی (لطفا تعجب نکنید)آخه اگه بابای شما هم تو خونه پشتِ سرتون

 

راه میرفت و لامپا رو خاموش می کرد و دم به ثانیه هم من بابِ مصرف برق سخنرانی میکرد

 

 همین و میگفتیدتازه شانس ما زد و بابا برقی همکاریش با توانیر به جایی رسید که داره

 

 به سفارشِ اونا سریالم مینویسه

 

تمام لامپهای رشته ای خونه نزول درجه پیدا کردن به انواع لامپ کم مصرف همه لامپای خونه باور

 

کنید تا حد لامپ تصویرِ تلویزیونمون تازه ما انقدر آدمای خوبی هستیم که لباسامونو اتو

 

نمیکنیم  میشوریم مرتب پهن میکنیم تا خشک بشه ، ببینید یاد بگیرید !

 

نویسنده: سپیده

 

خدای عاشق (پنجشنبه 1387/04/06 ساعت:12:51)

 

توی این پست می خوام از عشقِ به خدای مهربونم (دوست جونِ مهربونم ) صحبت کنم .همیشه استاد (پائولو کوئیلو ) میگن : خداوند هرگز وارد ذهنتان نمی شودء دری که او معمولاً انتخاب میکند قلب شماست. چطور گاهی از اوقات اونقدر بی معرفت  میشیم گه دوستمون رو فراموش میکنیم، یادمون میره که یه عاشق تا ابد بهمون عشق میورزه، یادمون میره که لحظه به لحظه داره نگاهمون می کنه تا مبادا زمین بخوری و اگرزمین خوردیم واسمون اشک میریزه ،  تا حالا فکر کردید  چرا زخمای جسمی و روحیمون انقدر زود التیام پیدامی کنه ؟
واسه این که اشکای اونه که التیام بخشه (البته گاهی یه زخمایی از بین نمیرن که در موردعلتش بعداً کامل حرف میزنیم)

[ادامه مطلب...]

 

نویسنده: سپیده

 

بازگشت (پنجشنبه 1387/04/06 ساعت:12:46)

 

خوب باید مثل همیشه باید بگم سلام سلام سلام
می دونید اونقدر دلم می خوام زود زود بیام ولی اصولاً عادت ندارم وقتی یکم بهم ریختگی ذهنی دارم چیزی بنویسم چون باعث ناراحتی آدمای اطرافم میشه حالا که اومدم و مینویسم.خیلی وقت پیش  یه آهنگ اومدتوی بازار که متا سفانه خیلی طرفدار پیدا کرد و خوشبختانه زود از بورس افتاد  خوب از اونجایی که نمی خوامخدایی نا کرده تبلیغی بشه اسمشو نمیگم (مهم نیست تا آخر مطلب بخون میفهمی خیلی کنجکاوی نکن )
واقعاً نمی دونم این اراجیف چیه که بعضیا ترزیق می کنن به بچه هایی که هر کدوم حتماً (بیش از 1000 بار) دچار یه شکست به ظاهر عشقی شدن حالا شما فکر کنید  این همه لعنت و نفرین وکفر چه جوری می خواد به مرحله عمل برسه تازه تو این مورد که شخص مورد نظر خدای مهربون.
حالا بریم سر اصل مطلب : وای از دست آدمایی که هر بلایی سرشون میاد می ندازن گردن خدا ، از این آدما تا دلت بخواد وجود داره دلم میخواد برم وایسم جلوشون بهشون بکم آخه به خدا چه ربطی داره که تو نتونستی گلیم خودتو از آب در بیاری که میگی آی خدا دلگیرم ازت و . . . . (شما همیشه اونی که واسه تون عزیزه و می خواید ازش یه چیزی رو بگیرید که واسه تون حیاتیه رو با  این حروف پیشوند صدا می کنید؟  خودتون قضاوت کنین ، آدما توی چه شرایطی و چه کسایی رو باپیشوند آی صدا میگنن؟)
البته این یه عادتِ خیلی بد بین ِ ما آدماست که وقتی یه نتیجه مثبت و رضایت بخش می گیریم میگیم تازه تمام  تلاشمون و نکردیم و طوری حرف میزنیم که انگار فقط خودمون کار رو تنهایی و با توانایی منحصر به فرد خودمون انجام دادیم و امان از روزی که کاری به نتیجه مطلوب نرسیم اونوقت ما همه تلاشمون و کردیم ولی واقعاً به تلاشِ ما بستگی نداشته چون گلی پارتی و از این  حرفا  و هزار مدل بهونه و . . .زمین و زمان مقصر هستند جزء خود ِ محترمون.
ولی یادتون باشه زندگی ما تصویر خواسته هایی هست که از  کاینات داشتیم حالا چه خواسته های منفی و چه مثبت .

 

نویسنده: سپیده

 

تولد (دوشنبه 1387/03/27 ساعت:19:12)

 

سلام سلام سلام

من دوباره اومدم وای میدونین  چند روز ننوشتم ؟اونقدر این چند روز اتفاقات با هم افتادِ که نگو آخرین آپم درباره تولدم بود بله بلاخره 19 خرداد شد  تولد تولد تولد

خوب اولین کسی که بهم تبریک گفت کی بود ؟؟؟؟

[ادامه مطلب...]

 

نویسنده: سپیده

 

اطلاعیه (یکشنبه 1387/03/26 ساعت:11:7)

 

دوستان عزیزم من تا اطلاع ثانوی ...

نه بابا میام آپ می کنم ...

 

نویسنده: سپیده

 
 

 می خوام امروز یه سری از قوانین موفقیت رو واستون بذارم .
1 : قانونِ تاثیر تلاش
2 : قانون سخت کوشی
3 : قانون بخشندگی
 4 : قانون مسئولیت
۵: قانون پاداش

 

نویسنده: سپیده

 

جواب یه دوست (شنبه 1387/03/18 ساعت:1:27)

 

سلام .

خوب باید بگم که واقعاً از این همه نظر خصوصی که واسم میذارید ممنونم!!!!!! بازم از این کارها بکنید !!اصلاً همیشه نظر خصوصی بذارید .نه؟

به این میگن اصل ضد تبلیغ ! ! !

آخه یه قانون در تبلیغات وجود داره به اسم ضد تبلیغ وقتی در حوزه تبلیغات به نتیجه دلخواه نمی رسیم مجبوریم از این روش استفاده کنیم  یا به زبانِ ساده تر همون نکن بدتر کن خودمون آخه یکی نیست بگه وبلاگِ جالبی داری یا نمی دونم جمع کن بساطِ تو  جک بذار یه کم بخندیم کجاش به مطلب خصوصی می خوره ؟

[ادامه مطلب...]

 

نویسنده: سپیده

 

فرماندهی تعطیل (چهارشنبه 1387/03/15 ساعت:2:0)

 

روز فرماندهی  ، تعطیل

 

اگه امروزو حساب نکنیم 5 روز دیگه یه دخترِ دیوونه به دنیا میاد که عاشقِ . عاشقِ خدا ، عاشقِ خودش، عاشقِ همه آدما ، ِ عاشقِ آسمون ،عاشقِ همه چیز .و از همه مهمتر عاشقِ . . . . .

 

یه عدهِ میگن خیلی شیطونِ ، یه عده میگن مهربونِ ، یه آقا بد اخلاقِ میگه خود خواهِ یه نفر بهش میگه همه اشتباه میکنن که تو مهربونی و . . . .

خلاصه هر کسی یه چیزی بهش میگه خوب و بدش بماند!!!

[ادامه مطلب...]

 

نویسنده: سپیده

 

فرشته کوچولو منتظرتیم (چهارشنبه 1387/03/15 ساعت:1:55)

 

فرشته کوچولو برگرد .

سلام سلام سلام .

تا حالا قدرتِ این کلمه رو درک کردین نیروی عجییبی داره واسه همین من همیشه سه بار سلام می کنم. 

وای امروز 4 روزِ که فرشته رفته دلم گرفته خیلی البته خوب اونم حق داره ها ولی وقتی فرشته نیست انگار هیچی نیست حتی زندگی.آخه فرشته کوچولو رو خیلی دوست دارم عاشقشم  به ندیدنش عادت ندارم پارسال وقتی رفته بود به خدا سر بزنه داشتم دیوونه می شدم (آخه خدا فرشته کوچولو رو خیلی دوست داره دم به دقیقه دلش واسه فرشته کوچولوش تنگ میشه و هی دعوتش می کنه مهمونی راستش دیگه داره حسودیم میشه)نگرانم نکنه یه وقت با هم دعوامون بشه هرچند ما با هم دوستای خیلی خوبی هستیم گوشِ شیطون کر  ایشون  من رو هم خیلی دوست داره اما فرشته کوچولو رو یه جور دیگه دوست داره. اونقدر دلم می خواست منم تو مهمونیاشون دعوت می کردن ولی گویا رده سنی داره و من هنوز به سنش نرسیدم . به فرشته کوچولو گفتم وقتی رفت پیشِ فرشته های مهربون واسه همه کسایی که میشنشامشون و نمی شناسمشون دعا کنه شما هم دعا کنین تو مسیر رفت و برگشت واسش اتفاقی نیوفته .امروز که باهاش حرف میزدم گفت سپید تا حالا نمی دونستم که فرشته ها هر جا که باشن اونجا تبدیل میشه بهشت گفت سپید نجف یه تیکه از آسمونه  فرشته کوچولو خوشحال بود اما دل من خیلی شکست .

یه پیام واسه فرشته کوچولو :

واسه رسیدن روزِ دوشنبه روز اومدنت  لحظه شماری می کنم انشا الله سالم و سر حال بیایی عاشقانه دوست دارم مهربونترین فرشته خدا            

دختر دیوونه ات سپید

 

نویسنده: سپیده

 

شعري از استاد محمد سلماني (یکشنبه 1387/03/12 ساعت:3:29)

 

در قلب قصه هاي يکي بود يا نبود
يادم  نمي رود که کسي جز خدا نبود

يادم نمي رود که در آن سال هاي دور
مردانگي ز افسر شاهي جدا نبود

در باور قبيلة احساس هاي پاک
بي حرمتي به ساحتِ گل ها روا نبود

آن روز در تصور انسانِ قصه ها
مي گفت مادرم که محبت خطا نبود

وقتي د لي براي د لي درد مي نوشت
پيکي  به جز  کبوتر  بادِ  صبا  نبود

اين کوه اين تهي شده از يادِ تيشه ها
در بيستونِ عشق چنين بي صدا نبود

روزي که قهرمان به سر چشمه مي رسيد
راهي به جز  مبارزه  با  اژدها  نبود

مي شد که در هواي مساوي نفس کشيد
يک بام در کشاکشِ چندين هوا نبود .

 

نویسنده: سپیده

 

می گن یه وقتایی آسمون سوراخ میشه و یه چیزایی از اون طرف میاد پایین
این بار که آسمون سوراخ شده، یه دختری افتاده پایین که ...